ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

60

تاريخ گيلان ( فارسى )

دوازدهم شهر ربيع الاول سنهء سبع و سبعين و تسعمائه مطابق اودئيل ، هردو لشكر به موضع كدو بن كوچسفهان كه ميقات مقابلات و مقاتلات طرفين بود ، اتفاق جنگ و جدال افتاده جنگ عظيم در پيوستند و جمعى كثير از جانبين طعمهء عقاب تير و آتش شمشير آبدار گشته ، به دار القرار پيوستند . و اميره دوباج در ميان معركهء نام و ننگ و استعمال آلات حرب و جنگ ، به ضرب تفنگ كه هنوز رمقى داشت « 1 » ، از معركه بيرون رفته ، و از اسب فرود آمده ، به سايهء درختى مىنشيند و از ملازمان آقا مير بيك - شيخ ابراهيم نام ماسوله‌اى - كه بعد از اين به « دوباج‌كش » موسوم و مشهور گشت « 2 » ، به وى رسيده ، به شمشير خونريز قطع سررشتهء حيات و خلع نهال تعلقات او مىكند . و از وقوع اين حالات « 3 » ، لشكر بيه‌پيش را پاى ثبات و قرار از جاى رفته ، فرار و هزيمت اختيار كردند و شعلهء شور و نايرهء فتنه و آشوب اميره دوباج به آب تيغ جوهردار صاعقه كردار اولياى دولت ابدى الغاية جمشيد خان تسكين يافت و احمد سلطان سر اميره دوباج را مصحوب آقا مير بيك - پسر خود - كه وسيله و ذريعهء اين فتح شده بود ، به درگاه شاه طهماسپ ارسال نموده ، شاه طهماسپ آقا مير بيك را در ازاى اين جانفشانى ملحوظ نظر گردانيده ، بر زبان گذرانيد كه مصراع : فتنه‌گر ملك سرافگنده به . بعد از آن سپه‌سالارى كوچسفهان را به مشاراليه عنايت فرموده و به انعام علم و نقاره و چارقب طلا و خلعت فاخره ممتاز و سرافراز گردانيده ، به گيلان كامياب و كامران ، روان گردانيد . و سپه‌سالار آقا مير مذكور ، به گيلان آمده ، چند سال من حيث الاستقلال و الانفراد ، به سپه‌سالارى كوچسفهان قيام و اقدام مىنمود .

--> ( 1 ) - ظاهرا افتادگى دارد . ( 2 ) - در اصل : گشته بود . ( 3 ) - نسخهء د : حالت .