ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

58

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان خروج اميره دوباج ثانى در ولايت لشته‌نشا و لاهجان و مآل حال او به تقدير قادر يزدان چون احمد سلطان در نهايت عزت و اعتبار و تمكين و اقتدار ، به منصب جليل القدر و المراتب وكالت شاه جمشيد خان من حيث الانفراد و الاستقلال اشتغال مىنمود ، دوباج نام لشته‌نشائى كه پسر قرا محمد چپك بود و همشيرهء او مطلقهء خان احمد خان بود و الحال هذه در حبالهء نكاح احمد سلطان منتظم گشته بود و دوباج مذكور ، در خدمت و ملازمت احمد سلطان قيام و اقدام مىنمود ، بعد از گرفتارى خان احمد خان ، از ملازمت احمد سلطان تخلف جسته و به روش اختفا خود را به لشته‌نشا رسانيده ، اجامره و اوباش را بر سر خود جمع نموده ، حاكم آنجا را كه از درگاه شاه طهماسپ به حكومت لشته - نشا و ضبط و تصدى فرضات آنجا مأمور بود ، به قتل آورده و لشكر بسيار از ارباب شقاوت و ادبار بر سر خود حاضر ساخته و نقاره به نام خويش زده ، به اميره دوباج ملقب و موسوم گشت و سپاه به شهر لاهجان برده ، حاكم لاهجان تاب مقاومت او نياورده ، قلعهء لاهجان را به تصرف درآورد . تمامت لاهجان و لشته‌نشا و توابع را به تصرف درآورده و سرداران و سپه‌سالاران ولايت بيه‌پيش را تابع خود گردانيده ، مدت يكسال و نيم به حكومت لاهجان و