ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

49

تاريخ گيلان ( فارسى )

سلطنت خدا بنده محمد شاه ، به شفاعت بعضى از امرا ، از زندان الموت كه مصحف الموت است ، خلاص شده و به اتفاق خان احمد به گيلان آمده ، به منصب سپه‌سالارى لاهجان ، سربلند گرديده بود . چون قرابهادر - وكيل جمشيد خان - از روى نمك به حرامى و حق ناشناسى ، به قتل ناحق شاه جمشيد خان ، جرأت و جسارت نمود . خان احمد نيز از بيسامانى ملازمان جمشيد خان ، متأمل گشته ، به فكر آن افتاد كه مبادا كيا رستم نيز تبعيت نمايد . مير عباس سلطان چپك را طلبيده ، امر نمود كه كيا رستم را در پاى چنار لاهجان گرفتند و همان شب ، مير عباس سلطان ، به جماعت لشته‌نشا كه در ملازمتش بودند ، فرمود كه حسب الامر خان احمد خان [ او ] را به ليل بردند و مدت سه ماه در آنجا محبوس مىداشتند و بالاخره مير حاتم چپك را كه پسر عم مير عباس سلطان بود ، به ليل فرستادند تا بر اين صوب در سنهء نهصد و هشتاد و نه رفته ، كيا رستم « 1 » را به قتل رسانيدند . و شآمت قرابهادر و حرام نمكى آن به تصحيف تا قيامت صره به كيا رستم « 2 » و چندين هزار كس ديگر سرايت كرد و در سياهكله‌رود ، در آستانهء سيد حسين ناصر دفن كردند .

--> ( 1 ) - نسخهء د : به اين صورت در سنهء 989 كيا رستم . . . ( 2 ) - اين عبارت معنى درستى ندارد .