ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
327
تاريخ گيلان ( فارسى )
سيادت و سلطنت پناه چه حكايت و سفارش به اركان دولت نوشتند كه ايشان در عرض آن مساهله نموده باشند و اگر مثل بهرام ميرزاى مرحوم برادرى نداريم مثل آن خان عاليشأن عمى داريم كه به نصايح دلپذير و تدابير بىنظير واقف و آگاه مىسازند و اگر نواب مرحومه همشيره نداريم الحمد للّه و المنة كه مثل نواب آفتاب نقاب تقدس احتجاب همشيرهاى داريم كه رحمة للعالمين و باعث رفاه حال مسلمين است و اقتدار و عزت و اعتبار و حرمت نواب مشار اليها در خدمت و ملازمت نواب اشرف اعلى زياده از نواب مرحومه است كه در خدمت نواب جنت مكانى بود . ثانيا معذرت كه در باب لياقت طيبهء رفيعه و رضاى آن خان در تزويج او به جهت فرزند اعز برخوردار ، نور حدقهء جهاندارى و نور حديقهء خلافت و شهريارى به دلايل و براهين نوشته بودند از مضامين بعضى از آن طول امل و بعضى از آن حالت بيحاصل مفهوم گرديد . اى خان عاليشأن صاحب رأى با تدبير فرزند نواب همايون ما سه چهار ساله و صبيهء رفيعه ايشان مثل او اين چه دليل قاطع و برهان ساطع است كه در باب دو طفل به يكديگر در رشتهء تحرير درآوردهاند . غرض از اين مقدمات كه در اين باب بيان فرمودهاند همان حكايت قزوينى است كه شخصى روزى يك طبقه نعل اسب در راه يافته و به خانه خود آمده ، شروع به كندن در خانه مىكند . همسايه از وى مىپرسد كه سبب كندن در خانه چيست . گفت