ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
328
تاريخ گيلان ( فارسى )
يك طبقه نعل يافتهام و سه طبقهء ديگر خواهم يافت و اسبى خواهم خريد و از اين در درون نمىرود ، در خانه را مىسازم . همسايهء او گفت كه من كدخدا خواهم شد و فرزندى به هم خواهد رسيد و به اين در خانه بازى خواهد كرد ، اسب تو او را لگد خواهد زد و از اين جهت فيما بين ايشان نزاع و جنگ بهم خواهد رسيد . هرگاه اين دو وصلت به هم رسد و فرزند نواب همايون ما بدان مرتبه رسد كه مفسدان او را گريزانيده به گيلان آورند و او سلطنت ايران را گذاشته بديشان پناه آورد و آن سلطنت و سيادت پناه در مقام حمايت درآمده اطاعت نمايند چنين باش گو . اى عم بزرگوار غرض از اين اراده بگير و مقدمه منظور نظر كيميا اثر ما است و اصلا غرض و مدعاى ديگر نبوده و نيست . اول به جهت خاطر عليه نواب تقدس احتجاب ناموس العالمين است كه چون فرزندى عزيز را به فرزندى قبول نموده و صبيهء معظمهء آن سيادت و سلطنت پناه همشيره زادهء نواب مشار اليها است و از كمال شفقت و محبت كه به نواب مومى اليها واقع است ، مىخواسته كه همشيرهزادهء نواب عليه نامزد نواب اعز برخوردار كامگار بوده باشد و ديگر بنابر شفقتى كه دربارهء آن سيادت و شوكت پناه داريم ارادهء آنست كه بر عالميان ظاهر شود كه مجددا آن سيادت و سلطنت پناه عاليجاه را منظور نظر شاهانه فرموده ، تجديد مواصلت و مؤالفت نمودهايم تا اعادى و اضداد و اهالى فتنه و فساد را من بعد راه بدگوئى و