ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

285

تاريخ گيلان ( فارسى )

فرستاد و ملكان و كدخدايان طالش و مظلومان آن ولايت را طلبيده و در حضور ميرزا عبد اللّه وزير و مير مراد كلانتر و شيخ الاسلام لاهجان ، به حقيقت بىحسابات و ظلم و ستم بهرام‌قلى سلطان و قتل و غارت مسلمانان رسيده ، آنچه از تجار مسكو و غزان و اموال عجزه و زيردستان غصب كرده بود ، بجنسه واپس گرفته ، به صاحبان اموال رد فرمود . چون بهرام‌قلى سلطان هنگام مردى نامردى كرده بود و در طريق تصوف و دولت‌خواهى سبيل شقاوت و بىراهى پيش‌گرفته ، صاحب تقصير بود ، احوال او را مشروحا معروض باريافتگان مجلس همايون و اركان دولت روز افزون گردانيدند . حكم جهانمطاع واجب الاتباع به حبس و قيد و مؤاخذه و مصادرهء بهرام‌قلى سلطان صادر گشته ، قورچى نامى از ديوان اعلى « 1 » ، آمده ، از مال و اسباب و احمال و اخيال آنچه در حوزهء تصرف او بود ، به شكنجه و آزار و عقوبت بىشمار مؤاخذه و مطالبه نمود و از سلطنت صوفيان و حكومت رانكوه و ديلمان معزول گشت و مدت الحياة پيرامن دولت نگشت . بيت : غافل منشين كه هركه بد كرد * آن بد به تن و به جان خود كرد و از ديوان همايون ، سلطنت صوفيان و حكومت رانكوه و ديلمان [ را ] به آدم سلطان گرجى شفقت فرمودند . و نواب خانى مدت دو ماه در لاهجان توقف نموده و از اوضاع و احوال مردم ولايت بيه‌پيش خبردار گشته ، از هركس فساد به ظهور آمده بود ، [ و ] دفع و رفع او را به مصلحت ملك لازم مىنمود ، به جزاى اعمال ايشان مىرسانيد . و از قضايائى كه به نواب گردون قباب عرض نمودند ، قضيه ملا على

--> ( 1 ) - نسخه د : قورچى از ديوان اعلى .