ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
282
تاريخ گيلان ( فارسى )
به درجهء قتل رسانيدند . بيت : خصم تو را زمانه به تعجيل مىكشد * از عرصهء وجود سوى چنبر عدم با چون توئى هرآنكه دم دشمنى زند * مشكل اگر امان دهدش مرگ نيم دم اركان دولت بىزوال ، كلانتران و متعينان را كه طريق تصوف و يك جهتى پيموده ، در دفع و رفع فتنه و فتور سعى موفور به تقديم رسانيده بودند ، به خلعت فاخرهء پادشاهى سرافراز كردند . و بعد از آنكه خاطر شريف خانان رفيع الشأن و ساير دولتخواهان ، از امور فتور ارباب شر و شور و اصحاب مخالفت و قصور جمع شده بود ، محمدى خان - حاكم كهدم - و گرگين سلطان - حاكم گسكر - از نواب سارو خان رخصت انصراف حاصل نموده ، به اتفاق لشكر و عسكر روانهء مملكت خود شدند و نواب معدلت پناهى سارو خان به جهت اصلاح چندينگونه اخلال و قصور كه در زمان فتور واقع شده بود ، با لشكر آستارا ، در رشت توقف نمود . بيت : خللهاى پيشين تدارك نمود * شب ظلم را سعى او صبح بود چون مظنهء ميرزا اسماعيل وزير و كلانتران و ارباب و اعيان در باب عنايت بيك لشتهنشائى و آتش باز خشكبجارى و جوت شاهمراد گيلوائى و كوله مراد خان كوچسفهانى و رضاى لاتى آن بود كه مبلغ كلى از وجوهات ديوانى و اموال و اسباب نهبى ، متصرف شدهاند ، هرچند وعده و وعيد و تهديد نمودند و به اقسام و انواع ، شكنجه و تقييد فرمودند ، چيزى بل پشيزى ، از مذكوران ظاهر نشد و به تحقيق و وضوح پيوست [ كه ] جماعت مزبوره در ماليات تغلب و تصرف نكردهاند . نواب خانى ، رضا به قتل ايشان داده ، در روز يكشنبه بيست و دويم ذو القعده سنهء ايلان ئيل ، عنايت بيك لشتهنشائى