ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
261
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان ظهور و خروج كالنجار سلطان پسر شاه جمشيد خان ملقب به عادلشاه و به اعتقاد طوايف عراقيان و قزلباش غريب شاه و مآل حال او و متابعان از گردش دوران چون زمان وزارت اصلان بيك و پسرش - اسماعيل بيك - و ميرزا تقى اصفهانى و ميرزا عبد اللّه قزوينى ، مدت هفده سال در گيلان بيهپس امتداد يافته بود ، مردم از طول زمان وزارت ايشان و ظلم و عدوان به تنگ آمده و از تحكمات ملازمان و منصوبان ، رعايا ظلمها ديده و ستمها كشيده بودند . و از تحميلات و اطلاقات بىملاحظهء ناموجه « 1 » بىوجه ايشان ، جمعى كثير از مستأجران و تحويلداران و كدخدايان و رعايا ، متوارى گشته ، درزى اختفا مىگرديدند . و هرچند به اردو رفته ، حالات خود را عرض مىكردند ، بهبودى نمىديدند . و مدت ممتد پنجاه سال نيز مصروف شده بود و فتنه و فتور گيلان بر طرف شده و ارباب داعيه نيز در كمين فرصت نشسته ، منتظر فرصت مىبودند . موافق اقتضاى فلكى ، چون گيلانيان ، به احكام سابق خود در ايام ظهور سلاطين صفوى ، معادات ورزيده و نفاق در گيلان شيوع
--> ( 1 ) - در اصل : ناوجه . متن از روى نسخهء د تصحيحشده .