ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
256
تاريخ گيلان ( فارسى )
ناظر خبردار گشت ، به احضار لشكر فومن و تولم مسرعان فرستاده و در موضع علىآباد ، سان لشكريان داده ، عزيمت شفت نمود . سپهسالار مير حاتم نيز از حركت على خان آگاهى يافته ، اهل و عيال خود را به كوهات شفت فرستاده ، پذيراى جنگ على خان گشت . و در رودخانهء بداو « 1 » ، لشكر خود را سان ديده و در يمين و يسار نگهداشته ، خود در قلب جاى گرفته ، علم نمايان مىكند . و لشكر على خان به سردارى كامران - برادر على خان - و كارگياى تنيان ، بدان موضع رسيده ، تقارب فريقين دست داده ، جنگ عظيم مىشود و آدم بسيار به قتل مىرسند و لشكر على خان به صوب فرار شتافت . مير حاتم سپهسالار ، به پاى علم قرار گرفته ، لشكر خود را امستمال مىساخت . در خلال اين حال كه مير حاتم مذكور لشكر خود را به جنگ و جدال ترغيب و تحريض مىنمود ، قورچى على كمائى مردخى « 2 » [ را ] كه علمدار على خان بود ، ملازمان مير حاتم گرفته ، آوردند و در برابر مير حاتم نگه داشتند . و چون مير حاتم مرد غيور بود و به فتحى كه روى داده ، مسرور ، از قورچى على حساب برنداشته ، احوال على خان و حالات لشكريان را از وى استفسار مىنمود و از عالم غرور ، احتياط جوانب ننموده بود كه ناگاه قورچى على مذكور شمشير حواله مىكند ، از قضا آن شمشير به دست چپ مير حاتم كه عنان اسپ گرفته بود ، خورده ، زخمكارى مىزند و سپهسالار مير حاتم از حركت او آگاه شده ، ملازمان مير حاتم ، قورچى على مذكور را در ميان گرفته ، و در قطعه زمينى كه گل و لاى بود ، انداخته چندين شمشير بر بدن او مىزنند ، به
--> ( 1 ) - اهل دفتر ( بدآب ) نويسند . ( 2 ) - منسوب به دهكدهء كما مردخ بضم كاف و فتح ميم و دال كما مردخى مىشود نه كمائى مردخى .