ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
248
تاريخ گيلان ( فارسى )
و على خان بعد از فرار بو سعيد مير ، شاهملك را در ولايت رشت به دست آورده ، به نوعى كه سابقا مرقوم شده ، به قتل رسانيد و از رفتن بو سعيد مير به قزوين اطلاع يافته ، عريضه به فرهاد خان نوشته بود كه چون شاهملك را حسب الحكم به قتل رسانيدهايم ، بو سعيد مير - برادر او - از گيلان فرار نمود و استدعاى آن كرده بود كه فرهاد خان ، بو سعيد مير را از قزوين گرفته ، براى او بفرستد كه تا بو سعيد مير در گيلان ، در حيات باشد ، فتنه از گيلان بر طرف نمىشود . فرهاد خان به مضمون عريضهء على خان اطلاع يافته ، على قلى بيك ايشك آقاسىباشى خود را امر نمود كه بو سعيد مير را پيروى نموده ، به دست آورد . على قلى بيك ، به طلب بو سعيد مير شتافته و در منزل كله حيدر ماسوله كه در قزوين بندوار « 1 » بود ، يافته دستاق نموده ، به شاه عباس عرض مىكند كه چون على خان « 2 » شاهملك را به قتل رسانيده ، سر او را به درگاه ارسال داشته است ، برادر او - بو سعيد مير - از على خان متوهم گشته ، از گيلان فرار نموده ، به قزوين آمده است . و على خان در باب او چنين و چنان نوشته . اگر بندگان همايون امر نمايند ، بو سعيد مير را به جهت على خان بفرستيم . چون شاه عباس از على خان خاطرجمع نبود ، بواسطهء دفع و رفع مخالفت شاهملك ، او را از بند خلاص ساخته با خود داشت ، دست رد به سينهء « 3 » ملتمس على خان نهاده ، حكم نمود كه ذو الفقار خان - حاكم اردبيل - بو سعيد مير را به همراه خود برده و به قلعهء اردبيل محبوس نگاه داشته ، محافظت نمايد .
--> ( 1 ) - نسخهء د : بنددار . شايد : بندار ( 2 ) - در اصل و در نسخهء د : على خان بيك ( 3 ) - در اصل : رو بسينهء