ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
234
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان حال خواجه مسيح بىوفا وزير خان احمد خان بعد از آنكه خان احمد خان مظلوم - پادشاه لاهجان - ملك و دولت چندين سالهء خود را به ضرورت وداع نموده ، فرار برقرار اختيار كرد ، عازم مملكت روم شد . چون به قسطنطينيه رسيد ، شاه عباس به خواجه مسيح خبيث فرمود كه شما از باب شماتت ، عريضهاى به خان احمد خان بنويسيد كه رفتن شما به روم عيب بود و پادشاه را با شما سر بىعزتى و بىحرمتى نبود و اگر فرار نمىكرديد ، كمال مروت دربارهء شما به عمل مىآورد . و چون از مردم روم وفادارى نمىآيد ، عجب كه از خواندگار مددى و معاونتى بشما برسد . و چون اين عريضه به خان احمد خان رسيد ، در جواب نوشت كه اى مرد نمك به حلال ! و اى باعث چندين هزار اختلال ! آنچه نوشتهاى و تخم محبت كشتهاى ، دوستى شما اظهر من الشمس است . چيزى كه ظاهر است چه حاجت به گفتن است . آنچه مروت پادشاه ذيجاه عالميان پناه اللهم و ال من والاه هست ، محتاج به بيان شما نيست ، و اينكه از صفات اهل اين ديار و بىوفائى ابناى روزگار ، خصوصا از حال كامگار سعادت آثار الملقب به