ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
231
تاريخ گيلان ( فارسى )
مشار اليه در عالم حقيقت و وفادارى ممتاز است و شايستگى بندگى چون تو پادشاهى دارد . نواب اعلى در جواب مىفرمايد كه : كامران احتياج به سفارش شما ندارد . و الحاصل كامران را در همان روز به سلك غلامان خاصه انتظام داده ، مقرر فرمود كه عامل الكاى خود مبلغ بيست تومان در وجه مدد خرج و كرايهء اولاغ متعلقان [ او ] بدهد كه كوچ مشاراليه را به قزوين بيارند . و حسب الحكم كوچ و وابستگان كامران را به قزوين بردند . و در آن سال كه رايات شاه عباس متوجه يورش مروشاهجان و تسخير ممالك خراسان مىشد ، مبلغ يك صد تومان به كامران عنايت فرموده كه در آن سفر همراه باشد و از كشيك دائمى دور نشود . و در سال ست و الف [ كه ] فرهاد خان قرامانلو ، در هرات مقهور گشته ، به ياسا رسيد ، شاه عباس پرتو التفات بر وجنات احوال كامران بيك انداخته و به وعدهاى كه در آن روز فرموده بودند ، وفا نموده ، رقم بدين مضمون شفقت فرمود كه ميرزا محمد شفيع - ميرزاى عالميان - مداخل الكاى تولم را به تيول ابدى كامران بيك تولمى مقرر داشته ، در هيچ باب مدخل نكند . و شاه عباس ، بعد از مراجعت از مروشاهجان و تسخير و تصرف خراسان ، به جانب عراق رجعت نمودند و كامران بيك را از استرآباد رخصت آمدن به گيلان دادند . و كامران بيك مقضى الاوطار و المرام آمده و چهل و يك روز در تولم توقف نموده ، بنابر بعضى موانع ، بودن در گيلان را مصلحت ندانسته ، متوجه اردو گرديد و به اصفهان به پابوس رسيد . و چون ميرزاى عالميان ، بنابر شفقت پادشاهى مغرور بوده ، نمىخواست