ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
227
تاريخ گيلان ( فارسى )
پشت گذر مىكند ، و حيدر بيك مشاراليه ، به يك تير از پا درآمده ، وديعت حيات به قابض ارواح سپرد . جوان ديگر از اقوام حيدر بيك پيش آمده ، او نيز به يك تير جانبازى كرد . و جوان ديگر از غازيان به [ خانهء ] كمان ، درآمده تيرى بر بازوى كامران مىزند . كامران از ضرب تير آن جوان ، از حركت افتاده ، جمعى از غازيان بر سر او مىروند كه سرش را بردارند . چون حيات بسيار و دولت پايدار در سر داشت و خدا نمىخواست كه در آن وقت نابود شود ، در اثناى اين حالت يكى از مردم آن ولايت كه به بلدى لشكر همراه بود ، فرياد مىزند كه او را مكشيد كه على خان در دست او است . لشكريان كه نام على خان شنيدند ، دست از كشتن او باز داشتند و او را مقيد كرده ، به جستجوى على خان مشغول شدند . و در خلال اين حال ، خبر گرفتارى كامران و پيدا شدن على خان ، در اردوى فرهاد خان اشتهار يافته ، حسب الفرمودهء فرهاد خان سوار و پيادهء فراوان ، به آن صوب روان شدند . و همان غازيان كه به اتفاق حيدر بيك آمده بودند ، على خان را در باغ آن شخص ، بىاستعمال سيف و سنان دستگير نموده ، به رفاقت عساكر كه متعاقب رسيده بودند ، سوار كرده ، به خدمت فرهاد خان بردند . فرهاد خان در تالار ملّا برار تشريف داشت . و حسين خان - حاكم كهدم - و ميرعباس سلطان چپك و اكابر بيهپيش و معتبران بيهپس همه در خدمت و ملازمت بودند كه على خان و كامران را در مجلس درآوردند . و فرهاد خان ، على خان را عارضهء عتاب و مورد خطاب ساخته ، و بعد از آن به دستورى كه سابقا مرقوم شده ، زنجير گران فرموده ، به على قلى بيك ايشك آقاسى سپردند . و كامران را به پاداش وفادارى كه در ازاى حقوق