ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
226
تاريخ گيلان ( فارسى )
ساحل نجات و امان شيروان رساند . از زبونى بخت و ناسازگارى روزگار دلسخت ، به هرجا كه توجه مىنمود ، كشتى و معبر به دست نمىآمد . لاعلاج از آن حدود عود نموده و به قريهء زرمخ كه موطن او بود رفته ، به خانهء مستك نام زرمخى كه از ملازمان معتمد او بود مخفى مىشود . فرهاد خان از اين معنى آگاه گشته ، مستك مذكور و چهار نفر پسر او را حاضر فرمود . هرچند به وعده و وعيد تهديد كرد ، پى به سرمنزل مقصود نبرد . لاجرم به اقسام و انواع ، شكنجه فرمودند و مقر نگرديدند . و على خان و كامران كه در منزل ايشان توقف داشتند ، ندانسته بيرون رفتند و پنهان و پوشيده ، خود را به قريهء مرگى رسانيدند . و به خانهء يك نفر رعيت مفلوك درآمدند . از اقتضاى آسمان ، در اين روزگار ، وكلاى فرهاد خان ، با جمعى از غازيان ، به سركردگى حيدر بيك - يساول خاصهء شريفه - به واسطهء تحصيل آذوقه و علوفه ، بدان حدود مىفرستادند ، و مرور لشكريان نزديك منزل آن مفلوك واقع مىشود . و على خان و كامران ، از ورود لشكريان آگاهى يافته ، مىخواستند كه به در روند . بعضى از لشكريان ايشان را ديده ، به سراى آن شخص مىروند . و على خان از رسيدن غازيان مضطرب گشته ، به اندرون باغ مىرود . و در خلال اين حال ، كامران سر راه بر غازيان عظام گرفته ، مستعد جنگ و جدال مىشود . چون حيدر بيك - يساول خاصهء شريفه - جوانمردانه و جنگ جوى بود ، كامران را وقعى ننهاده ، متوجه او مىشود . كامران تيرى از از شصت قضا و كمانخانهء تقدير گشاد داده . به سينهء حيدر بيك مىزند كه از