ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

225

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان احوال كامران تولمى و نوازش يافتن مشاراليه از شاه عباس طائر خاص قصه‌پرداز ، در هواى بيان اين حكايت چنين پرواز مىنمايد كه چون ذو الفقار خان - بيگلربيگى آذربايجان - به اتفاق لشكر و عسكر ، داخل تنيان و وارد اردوى فرهاد خان گرديد ، مقرر فرمودند كه تمامى لشكر و سپاه پياده ، در جنگلها و كوهها و مغاره‌هاى تنيان و ماسال و ماكلوان ، ترددات نموده و قرار و آرام بر خود حرام دانسته ، على خان را به دست آورند . و چون در مبدأ حال ، جمهور ملازمان على خان و ارباب مناصب و مشهوران ، از جنگلها بيرون آمده ، به ملازمت فرهاد خان آمده بودند ، مگر كامران بيك كه مردانه ترك سر خود كرده و از قصور فرزندان و برادران گذشته ، از روى كمال اخلاص كمر وفا دارى و جان سپارى على خان [ را ] بر ميان جان بسته بود . در خلال اين حال ، على خان از هجوم و ازدحام عساكر كه پيروى او مىنمودند ، آگاه گشته ، به اتفاق كامران ، به محال گيل فومن درآمده ، در زى اختفا ، خانه به خانه مىگرديد . و از اين حال نيز به تنگ آمده ، به دلالت كامران ، به تولم رفته ، اراده مىكند كه به هر لباس كه تواند خود را به يكى از فرضات آنجا رسانيده و به كشتى درآمده ، خود را به