ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
211
تاريخ گيلان ( فارسى )
بهزاد بيك را كنده ، به خواجه محمد رضاى مذكور بسپارد . حسب الفرمان ، بهزاد بيك را از حبس برآورده ، به خواجه محمد رضا سپردند و مدت هشت ماه بهزاد بيك در صحبت خواجه به سر مىبرد . تا آنكه آوازهء خلاصى مشار - اليه به گيلان رسيده ، اصلان بيك و متابعان را دغدغهء بسيار به خاطر رسيد ، تصور مىكند كه هرگاه شاه عباس بهزاد بيك را از بند و زنجير خلاص كرده باشد ، معطل نخواهد گذاشت و بار ديگر به وزارت گيلانات كامروا خواهد شد . و عاملان و هواخواهان او مثل سلطان محمد بيك و خواجه عبد الوهاب و غيره ، از اتفاقات غير حسنه ، بدون رضا و رخصت ، از روى تنگ ظرفى و تنگ حوصلگى كار مىكردند . و اصلان بيك در لباس اختفا ، به جهت انهدام بنيان وجود ايشان ، مجد و ساعى بود . و سابقا مرقوم قلم سوانح رقم شده بود كه شاه عباس بهزاد بيك را صاحب ارادهء گيلان و گيلانيان را هوا خواه مشاراليه فهميده ، اين معنى مرضى طبع او ظاهرا كه نبود ، ثانى الحال اصلان بيك به اتفاق خواجه حسين - كلانتر رشت - و ملا خواجه على نظر ، به آن مقدمات ، هفات و زلات « 1 » بسيار در باب بهزاد بيك فراهم آورده ، عرضه داشت نمودند . و چون خلاصى بهزاد بيك و ضامنى خواجه محمد رضا از روى طيب خاطر شاه عباس نبود ، مقارن وصول عريضهء اصلان بيك ، خواجه فصيح را طلبيد و بر سر حرف نخستين آمده ، دربارهء ابواب بهزاد بيك ترغيب و ترهيب نمود . و خواجهء مذكور فصولى مشتمل بر دويست هزار تومان تقرير و ابواب بهزاد بيك نوشته ، عرض نمود . و شاه عباس خواجه فصيح و بهزاد بيك را به حضور طلبيده ، طالب خان اعتماد الدوله
--> ( 1 ) - ظاهرا : هفوات و زلات .