ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

195

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان سبب جلاى وطن چپك و اژدر از لشته‌نشا . چون مكررا اداهاى خارج و حركات بىنسبت چپك و اژدر لشته‌نشا ، به سمع شاه عباس رسيده بود و در مقدمهء [ كار ] كارگيا على حمزه و سلطان ابو سعيد چپك ، به نوعى كه سابقا مرقوم قلم سوانح رقم گشته ، حكم بر قتل عام صادر شده بود ، در زمانى كه ميرزاى عالميان بازديد املاك ديوانى و معافيات اهالى لشته‌نشا مىفرمود ، رؤساى چپك و اژدر اراده مىكنند كه در سر بازديد رقبات ديوانى لشته‌نشا ، به ديوان خانهء لاهجان حاضر شده و به هيأت اجتماعى بر سر ميرزاى عالميان ريخته ، به ضربات كارد و خنجر وى را از ميان بردارند . و از قضا اين مقدمه را به مير مرتضاى لشته‌نشائى مشورت مىكنند . و مير مرتضى از روى اختفا ، به لاهجان آمده ، حقيقت اين قضيه را به تقرير قاضى عبد الواسع - قاضى لاهجان - به ميرزاى عالميان پيغام داده بود . و ميرزاى مذكور پيش از وقوع اين حادثه ، به لطائف الحيل ، شش هفت نفر از عظماى چپك و اژدر را كه صاحب داعيهء اين اراده بودند ، به ديوان خانهء لاهجان طلب داشت و مير مراد و عم او - مير حسين كلانتر لشته‌نشا - را نيز به رفاقت و مصاحبت ايشان طلبيده . مير مراد و عم او - مير حسين كلانتر - به