ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
196
تاريخ گيلان ( فارسى )
اتفاق هفت نفر مذكور كه يكى كرماسوار و ديگرى برادر وى - كلىگير - بود و پنج نفر ديگر ، در پاى چنار لاهجان مىآمدند كه كرماسوار و برادرش مستشعر شده ، از سر پل قلعه برمىگردند و پنج نفر [ ديگر ] داخل قلعه مىشوند . بعد از دخول ايشان ، ابواب قلعه را مسدود ساخته ، ميرزاى عالميان ملازمان را امر نمود كه پنج نفر مذكور را دست و گردن بسته ، به ميرمراد و برادر او و مير حسين - عم مشار اليه - سپارند و مذكورون ، ايشان را از قلعه بيرون آورده ، در كنار خندق به قتل رسانيدند . چنانچه دو نفر را مير مراد و سه نفر را اقوام [ او ] كشتند . و كرماسوار و برادرش ، از اين مهلكه بيرون رفتند . و سالها در لباس قلندرى به اطراف عالم مىگرديدند ، تا آنكه برادر فوت شده ، كرم اسوار آرزوى سير گيلانات نموده و از راه غفلت و نادانى آمده ، در لنگرود لاهجان ، به خانهء شخصى اسمعيل نام ، در قريهء ارباستان نزول مىكند . صاحب خانه او را مست بادهء مهماندارى و خونگرمى ساخته و از ممر بىانصافى ، كس پيش ميرزا تقى - وزير لاهجان - فرستاده ، او را از ورود و نزول كرماسوار اعلام مىنمايد . وزير لاهجان بعد از استماع اين خبر ، به اتفاق ملازمان ، بر سر خانهء آن شخص رفته و كرماسوار را مست شراب [ در ] خواب مرگ يافته ، [ به ] تسخير درآوردند و مقيد و مغلول گردانيده ، به لاهجان آوردند . و حقيقت گرفتارى او را در سنهء بارس ئيل ، موافق تاريخ احدى عشرين و الف ، در گرجستان ، عرض به شاه عباس گردانيدند او در جواب عريضهء وزير لاهجان حكم فرمود كه كرماسوار را در ميدان لاهجان پوست كنده و پوست او را به كاه پر كرده ، در ولايت بيهپيش و بيه پس بگردانند . حسب الفرموده ، به دستور مذكور عمل نمودند . و در ابتدا به روشى