ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

176

تاريخ گيلان ( فارسى )

رفته ، نزول نمودند . و اصلان بيك بعد از استماع اين خبر موحش ، از لاهجان به اتفاق سعيد بيك سوار شده و با كمال سرعت و استعجال مراجعت نموده ، در شنبه بازار به اردوى سپه‌سالاران رسيدند . و در حال به احضار مردم ولايات و بلوكات فومن كسان فرستاده ، روز جمعهء پنجم شهر حال « 1 » جمعيت بسيار ، زياده از پنج شش هزار آدم به صحراى شنبه‌بازار جمعيت نمودند و روز شنبهء غره شهر مذكور ، سپه‌سالاران و متعينان ، به هيأت اجتماعى به منازل كارگيا فتحى رفته ، رحل اقامت انداختند . و بعد از آن شروع در تدابير گرفتن مخالفان و بازيافت مال ديوان نمودند . و در عرض بيست روز كارگيا فتحى مذكور و پسر و برادر و متعلقان او را به دست آورده ، وجوهات سر كار خاصهء شريفه كه كارگيا فتحى به مردم داده بود ، به تقرير ، از آن جماعت بازيافت نمودند . و جمعى از مردم آن محال كه كارگيا فتحى اغوا و با خود همداستان كرده ، در جنگلها و مكان‌هاى اختفا مىگرديدند ، جملگى اسير و دستگير شدند . و هركس فلسى از مال ديوان يا از وجوهات اصلان بيك تصرف نموده بود ، به شكنجه و عذاب ، رنجه نموده ، مطالبه و مؤاخذه كردند ، و چند نفر از رؤساى آن فتنه و فتور و شر و شور ، در منزل كارگيا فتحى ، به فرمودهء سپه‌سالار به قتل رسيدند . و بعضى از مردم آن حدود را كه گمان درم و دينار مىرفت ، مقيد و مغلول گردانيده ، از منزل كارگيا فتحى كوچ كرده ، به فومن همراه آوردند . چون اطفاى نيران فتنه و فساد كارگيا فتحى و ساير متابعان و مخالفان

--> ( 1 ) - ظاهرا به معنى شهر جارى است .