ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
177
تاريخ گيلان ( فارسى )
دولت سرآمده ، به منصهء ظهور رسيد ، سپهسالاران و اعيان بيهپس به منازل و مقام خود مراجعت و بازگشت نمودند . و اصلان بيك ، كارگيا فتحى و پسر و برادر و چند نفر از سركردههاى اجامره و اوباش را با روش قتيلان ، از جهت تشهير به رشت بردند و از رشت به لاهجان برده ، برگرديدند . و بعد از معاودت ، در روز سهشنبهء بيست و دوم شهر ربيع الاول سنهء مذكوره ، در بازار فومن ، كارگيا فتحى و پسر و برادر و هجده نفر ديگر از متابعان و موافقان او را به دست مردم زرمخ و غيره به درجهء قتل رسانيدند . نظم : جهان بر وفق نام خود جهان است * خرد وى را گزاف اين نام ننهاد خنك آن كس كه در ميدان ارواح * قدم در خطه اجسام ننهاد حاصلا ، بعد از آنكه اصلان بيك جبار ، سر آن جور رسيدگان روزگار را پامال و مال ديوانى را بازيافت نمود ، ابواب مؤاخذه و مصادره بر روى ساير رعايا و كدخدايان گشوده ، خانهها خراب كرد و مبلغهاى كلى به طريق ترجمان از مردم گرفته ، تا انقضاى مدت شش ماه بازار شكنجهء بىگناهان و معركهء آزار بيچارگان گرم بود . در خلال اين حال و اثناى اين احوال ، ميرزاى عالميان ، از جانب قلعهء ايروان ، از خدمت و ملازمت بندگان شاه عباس مراجعت نموده ، از راه خلخال ، به قصبهء ماسوله آمد . و تمامى سپهسالاران و اكابر و اعيان به اتفاق داخل فومن شدند . و حقيقت ظلم و خونريزى اصلان بيك را از مردم خوب فومن شنيده ، تحقيق نمود كه حادثهاى كه رو داده از شآمت ظلم و ستم اصلان بيك بود . و توقف و تسلط او در فومن و ساكنان آنجا ، صلاح دولت نيست ، او را به رشت طلب نمود و بعد از توبيخ و عتاب ، او را از تصدى فومن