ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

175

تاريخ گيلان ( فارسى )

مبلغ سه هزار تومان از مال ديوانى در خانهء مشاراليه مضبوط نموده ، بيرون آورد و كيسه به ملازمان خود داده « 1 » ، تمامى اسباب و اجناس خانهء مشار اليه را به غارت و تالان بردند . و از آنجا بيرون آمده ، به قصد قتل سپه‌سالار بو سعيد مير متوجه منزل او شدند . چون مشاراليه مرد هشيار و بيدار بود و رعايت حزم و احتياط مرعى مىداشت ، در آن اوقات از واقعهء مخالفت و مخاصمت كارگيا فتحى و ارادهء او آگاهى يافته بود . خانهء خود را خالى كرده ، متوارى و مختفى گشته بود . كارگيا فتحى مذكور به هيأت مجموعى ، بر سر خانهء بو سعيد مير رفته و از فرار بو سعيد مير خبردار شده ، در فومن توقف ننموده ، به جانب [ شنبه ] بازار معاودت فرمود . و روز شنبه از [ شنبه ] بازار نيز به منزل خود رفته و كوچ و متعلقان خود را برداشته ، روانهء جنگل نمود . و خود نيز به اتفاق پسر و برادر و ساير ارباب نفاق روانهء جنگل تتف‌رود ماكلوان شدند . و جمعى از مردم آن حدود كه همراه مشار اليه به فومن آمده و به اين حركات شنيع اقدام نموده بودند ، اهل و عيال و اطفال خود را واگذاشته ، متلاشى و سرگردان و نادم و پشيمان به جنگلها گريختند . و چون خبر وحشت اثر خروج كارگيا فتحى و ظهور و جرأت او در ولايت بيه‌پس شايع گشت ، سپه‌سالاران گيلان سبما امير خواند - سپه‌سالار رشت - و حاجى على خان - سپه‌سالار كوچسفهان - و مير حاتم - سپه‌سالار شفت - و اقوام ، و سپه‌سالار على خان تولم و اقوام ، به اتفاق سلطان محمد بيك - قوم بهزاد بيك - و اكابر و اعيان و ملازمان ، پيش از ظهر روز مذكور ، با هجوم بسيار و ازدحام بىشمار ، به گوراب فومن حاضر شدند و از قرار صلاح ديد سپه‌سالار بو سعيد مير ، بلا توقف و تأخير ، به موضع شنبه‌بازار

--> ( 1 ) - شايد : در كيسه به ملازمان خود داده ؟ .