ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
170
تاريخ گيلان ( فارسى )
شاه عباس بيرون آورند . و در اندرون حصار ، برخوردار بيك تفنگچى ، به ضرب تفنگ و استعمال اسباب حرب و جنگ ، قلعه را محافظت مىنمود . و مخالفان در كار خود مساعى كثيره به عمل مىآوردند . و در قلعه مصالح تفنگ كمى كرده ، برخوردار بيك تفنگچىباشى ، نقرهآلات عورات و نسوان لشكريان اروملو را گرفته و گداخته ، گلوله ساخته ، استعمال مىفرمود ، تا آنكه كار ساكنان قلعه ، از تنگى آذوقه و تغلب معاند و مخالف ، به اضطرار و انقلاب رسيده ، قريب به آن شده بود كه لشكر و حشر لشتهنشا به بالاى برج و باره و حصار و ديوار برآمده ، قلعه را به تصرف درآوردند كه به مقتضاى قضا و قدر ، ناگاه سپهسالاران و اعيان و اكابر گيلان بيهپس ، به اتفاق خسرو چهاريارى - حاكم رشت - و اغورلو سلطان چگينى « 1 » - حاكم فومن - و على سلطان چپلو - حاكم كوچسفهان - با ده هزار سوار مسلح نيزهدار ، از كنار اردو بازار لاهجان ، تكبيرگويان ، مانند بلاى ناگهان ، از عقب ايشان درآمده ، تير و تفنگ بر مخالفان باريدند . سرداران چپك و رؤساى اژدر سراسيمه شده ، حركت المذبوحى به ضرورت مىنمودند . لاجرم بسيارى از آن سبكعقلان ، به زخمهاى گران به قتل رسيدند و بقية السيف فرار اختيار نمودند . و كارگيا على حمزه و راميدان تلاش نام ، سنگ تفنگ خورده ، وديعت حيات را به قابض الارواح سپرده ، اندكى از آن فرقهء بسيار كه از چنگال شاهين بلا جسته بودند ، مختفى و متوارى شدند . و خواهرزادهء پير شيخ على پاشيجائى كه بدون رضاى شيخ مذكور داخل آن صحبت شده بود ، در آن روز به دست ملازمان نعمت اللّه صوفى حاكم ديلمان افتاده ، حسب الحكم در ميدان لاهجان پوست كنده شد .
--> ( 1 ) - در اصل : چينى در نسخهء د : چمنى .