ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
171
تاريخ گيلان ( فارسى )
و بعد از فراغ از اين گيرودار ، درويش محمد خان اروملو ، از تنكابن مراجعت نموده ، به لاهجان آمد . و حكام و سپهسالاران و دولت خواهان بيهپس ، خاطر از رهگذر ولايت بيهپيش جمع نموده ، به اتفاق لشكر و عسكر روانهء بيهپس شدند . چون مخالفت و عصيان اهالى لشتهنشا ، به اقبح وجهى معروض شاه عباس گرديد ، حكم بقتل عام سكان لشتهنشا صادر گشته ، فرمان ورود يافت كه درويش محمد خان اروملو و امراى بيهپس ، به اتفاق سپهسالاران و اعيان ، به ولايت لشتهنشا رفته ، قتل عام نمايند . چون درويش محمد خان - حاكم لاهجان - مرد خدا ترس و مآل انديش بود ، مردم لشتهنشا را از آثار قهر و غضب آنها اعلام كرده « 1 » ، اخبار و اشعار فرمودند كه سه روز شما را مهلت دادم كه خود را به كنار كشيد . و در روز چهارشنبهء نوزدهم شهر ربيع الاخر ، سنهء ثلث و الف هجريه ، در اواخر اسفنديارماه و اوائل نوروز ماه به روايتى در شهر صفر سنهء ثلث و الف آدم بسيار از صوفى و چينى « 2 » و اروملو و ملازمان امراى بيهپس ، به اتفاق سپهسالاران و اعيان داخل بلدهء لشتهنشا و بلوكات شده ، جمعى كثير از مردم لشتهنشا و توابع ، عرضهء تيغ ياسا گشتند و اسير و بردهء بسيار به دست لشكريان افتاده ، نهب و تاراج بىحدوحصر نمودند . و بعد از تسكين نوائر اين فتنه و فتور ، نواب اعلى ، دارائى لشتهنشا و حكومت لاهجان را به اغورلو سلطان چگينى « 3 » عنايت فرمودند . و در سال ست و الف فرهاد خان قرامانلو ، در بلدهء هرات ، معروض تيغ ياسا گشت و خواجه محمد شفيع خراسانى كه وزير فرهاد خان بود ،
--> ( 1 ) - ظاهرا : انهاء و اعلام كرده . ( 2 ) - ظاهرا : چگينى . ( 3 ) - در اصل و نسخهء د : چينى .