ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

166

تاريخ گيلان ( فارسى )

شهادت چشيدند . و الآخر طالش كولى در جنگل سمام‌پشت ، به دست سهراب بيك - ملازم حسين خان كهدم - گرفتار شده و كيا جلال الدين محمد در ديلمان ، به ضرب [ شمشير ] ملازمان نعمت اللّه صوفى به قتل رسيد . و سلطان ابو سعيد رانكوئى و مير اشرف و مير فتحى در دست لشكريان قورچىباشى به درجهء هلاكت رسيدند . و به شآمت حرام نمكان گيلان ، خلقى كثير از صغير و كبير ولايت مذكوره ، به درجات شهادت و فوات رسيدند . و تمامى اموال و اسباب ايشان به تاراج اين حادثهء عجيبه رفت . و سلطان ابو سعيد چپك و كرم اسوار ، به اتفاق يك دو نفر از رؤساى چپك ، كيا فريدون - سپه‌سالار لاهجان - را به قتل آورده ، با طالش كولى و عظماى مخالفان مىگرديدند . و از اين مهلكه فرار نموده ، به ملك جهانگير - ولد ملك سلطان محمد رستمدارى - استعانت نمودند . چون ملك جهانگير مذكور به موجبى كه قبل از اين مسطور شد ، مير عباس سلطان چپك را و خواجه سلطان محمود لنگرودى را حسب الامر شاه عباس ، در دكان سعدى چلاوى ، از عالم بدمستى به قتل آورده بود و صباح روز ديگر اداهاى شب شراب را به خاطر آورده و از خمار بدمستى هشيار گشته ، با جمعى از ملازمان كه در ملازمتش بودند ، از قزوين سوار شده و روانهء مازندران گرديده ، در قلعه نوربنه [ برده ] ، متحصن شده بود . سلطان ابو سعيد چپك نزد ملك رفته ، به دو اعتماد مىكند . ملك مشاراليه چون مير عباس سلطان را كشته بود ، به گمان آنكه ابو سعيد چپك از باب غدر و مكيدت به نزد او آمده است ، شيوهء نامردى و نامردمى شعار خود ساخته ، مشار اليه را دو شاخه كرده ، از قلعهء نور به قزوين فرستاد . شاه عباس ، ملازم ملك را طلبيده ، پيغام داد . چون جوانى را كه از راه اعتماد و اعتبار به تو پناه آورده بود ، از روى كمال نامردى و دم -