ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
167
تاريخ گيلان ( فارسى )
سردى گرفته ، از براى ما فرستادى ، ان شاء اللّه تعالى عن قريب تو نيز گرفتار زنجير ادبار گشته ، به جزاى اعمال خود مىرسى . و شاه عباس حكم به قتل سلطان ابو سعيد فرموده ، در ميدان قزوين به سياست رسانيدند . و قورچىباشى ، خاطر از رهگذر مخالفان جمع نموده ، به اتفاق طالش كولى و چند نفر ديگر از اقربا و اقوام كه دستگير و اسير شده بودند ، با رؤس كشتگان ، به قزوين به نظر شاه عباس رسانيد . و حسب الحكم ، طالش كولى و اقوام او در ميدان قزوين به قتل رسيدند . و شاه عباس از فتنه و فتور ولايت بيهپيش خاطر جمع نموده ، محل ننك و بجارپس « 1 » را كه از بلوكات عمدهء رشت است ، و مبلغ دويست و پنجاه تومان تبريزى مداخل هر سالهء آن مىشد ، به جلدو و جائزهء گرفتن طالش كولى ، به تيول ابدى حسين خان كهدم ، اضافهء الكاى مشاراليه عنايت و احسان فرمود . و در سال اربع و الف هجريه خير البريه ، ديلمان و خرگام را به تيول نعمت اللّه سلطان صوفى داده ، تنكابن را به تيول حيدر سلطان قوين حصارلو شفقت نمود . و سمام را به سپهسالارى آن حدود ، به مير فرخ اشكورى عنايت نمود . و ضبط و ربط ولايت بيهپيش را به مردم معتبر كاردان حواله نمودند . و در سنهء مذكوره حكومت لاهجان را به درويش محمد خان اروملو عنايت نموده و دارائى مواضع لشتهنشا را به آقا حسين رستمدارى كه در تسخير ولايت رستمدار و تصرف قلعهء نورمساعى مشكوره به تقديم رسانيده ، اظهار دولتخواهى و جانسپارى نمود ، در ازاى نيكوخدمتى به دو عنايت نموده بود . لا جرم در اواخر سال مذكور ، حاكم تنكابن بيمار شده ، درويش
--> ( 1 ) - نسخهء د : بيجارپس .