ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

165

تاريخ گيلان ( فارسى )

محمد رستمدارى - در غليان سكر و مستى ، بدمستى و بيهوشى را وسيله ساخته ، مير عباس سلطان را با خواجه سلطان محمود - برادر خواجه حسام الدين وزير خان احمد خان - به قتل رسانيد . و صباح روز ديگر شاه عباس امر - نمود كه قورچىباشى و قنبر سلطان كوزبنوكلو و شيخ احمد آقاى مير غضب ، به اتفاق حسين خان - حاكم كهدم - و اغورلو سلطان چگينى و نعمت اللّه سلطان صوفى و شرف خان - حاكم تنكابن - به طالشستان بيه‌پيش درآمده ، طالش كولى و جماعت ياغى را به دست آورده ، بياورند . حسب الفرمان ، عساكر به جهت تنبيه و تعذيب مخالفان روانهء مملكت بيه‌پيش شدند . و قورچىباشى به اتفاق سرداران سپاه ، به لاهجان نزول نموده ، از ديلمان و خرگام تا كوهات سمام ، همه‌جا به امر او سپاه قسمت نموده ، مقرر فرمود كه تمامى عسكر پياده در جنگلها و جبلها ترددات كرده ، مادام كه طالش كولى و مخالفان به دست در نيايند ، آرام و خورد بر خود حرام دانند و سعى موفور ، دربارهء تسخير ياغيان به تقديم رسانند . حسب الفرمان ، عساكر تا يك ماه كه تفحص و تجسس مىنمودند و در پيروى مخالفان ساعى بودند ، به هيچ نوع راه به منزل مقصود نبردند و اثرى ظاهر نمىشد . تا آنكه قورچى از لاهجان به ديلمان رفته ، در مردادماه قديم و شهر رجب المرجب سنهء ثلث و الف ، شيخ احمد آقاى مير غضب را طلبيده مقرر نمود كه قتل عام را شعار خود نمايد . آن مظهر قهر الهى كه در بيرحمى و سفاكى دلير و مشهور بود ، در طالشستان خرگام و ديلمان و گرجيان « 1 » و گليجان و سمام ، شمشير خون‌آشام از نيام كشيده ، و قتل به افراط نموده ، براناث و ذكور آن به ظاهر بنياد و به باطن ابقا نفرمود . و چندين مؤمن و مسلمان و عجزه و بيچارگان به فرمودهء آن مطرودان درگاه ايزدى ، شربت

--> ( 1 ) - در اصل : كريمان و در نسخهء د : كريمخان .