ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

143

تاريخ گيلان ( فارسى )

مدتى بود كه درزى اختفا و لباس فقر و فنا ، اوقات مىگذرانيد و از كردهء خود نادم و پشيمان و شرمنده بود ، از وادى گمراهى و معامله نافهمى ، فريب مفسدان خورده ، از آن جهت انفعال عظيم داشت . و آن نادان بلا مضايقه ، اطاعت و انقياد را كمر بسته ، همراه سعيد بيك مومى اليه متوجه رشت گرديد و على خان امر نمود كه كامران و برادرش - سپه‌سالار على خان تولمى - او را به قتل رسانند . اخوين مذكورين تولم به فرموده عمل نموده ، در ماه محرم الحرام سنهء اثنى و الف ، شاه ملك را سرشار باده شمشير آبدار نمودند و پيمانهء وجودش را از راح روح خالى ساختند . بيت : او نيز گذشت از اين گذرگاه * آن كيست كه نگذرد از اين راه و سر او را مصحوب كامران بيك تولمى كه ملازم على خان و شاه ملك سلطان را به اتفاق برادر خود على خان كشته بود ، به لاهجان نزد فرهاد خان فرستاد . و فرهاد خان نيز به آدم اعتبارى داده ، نزد شاه عباس ارسال داشت . و على خان بدستور خانان صاحب شوكت و سلاطين ذى حشمت در علىآباد فومن به سير و شكار و چوگان‌بازى و قپق‌اندازى اشتغال مىنمود و غافل از اين‌كه ، نظم : كسى كو دل در اين گلزار بندد * چو گل زان بيشتر گريد كه خندد جهان چون مار افعى پيچ پيچ است * ترا آن به كه اندر دست هيچ است در اين سنگ و در اين گل مرد فرهنگ * نه گل بر گل نهد نى سنگ بر سنگ به تاريخ روز جمعهء هشتم شهر ربيع الاول سنه اثنى و الف هجريه ، على خان ناقض پيمان ، سر مست شراب جهل و غرور ، در تالار ديوانخانهء