ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
137
تاريخ گيلان ( فارسى )
و على خان شش ماه در علىآباد ، اوقات به كام دل مىگذرانيد كه شاطر اميرهء گسكر با كتابت او رسيد . مضمون آنكه در اين و لا بندگان اشرف اعلى ، به سير و شكار قزل آغاج تشريف آوردهاند و بر ما و شما لازم است كه طريق همسايگى و استحكام عهود و عقود بندگى را به خدمت بندگان اشرف رويم . على خان با جمعى از خواص و مقربان روانهء گسكر شده ، از آنجا به اتفاق اميرهء گسكر به صوب قزل آغاج ، به شرف بساط بوسى رسيدند . و از اقتضاى عالم ، بعد از دو روز گرفتار زنجير قهر و غضب شاهى گشته ، دو تساق و اسير قيد شاهوردى بيك بابرلو و محراب خان قاجار شدند . شاه عباس بعد از استيفاى لذات ديدار و انتفاع سير و شكار ، از آنجا روانهء اردبيل شده ، سپهسالارى الكاى بيهپس را با عنان اختيار ملازمان على خان ، به كار گياشاه ملك - ابن عم على خان - سپرده و مصطفى سلطان قاجار را به داروغگى و حكومت تعيين نمود . شاه ملك سلطان به اتفاق مصطفى سلطان و ملازمان على خان به گيلان آمده ، شروع در نسق و نظام امور مملكت نمودند . و در خلال اين حال ملازمان على خان ، آغاز مخالفت نموده ، به وسوسه ، شاه ملك سلطان را از راه برده ، از دايرهء اطاعت و دولتخواهى و حوزهء متابعت و فرمانبردارى بيرون بردند و از عالم غفلت به قتل مصطفى سلطان مبادرت نموده ، لا جرم صورت عصيان و حقيقت طغيان شاه ملك سلطان به عرض رسيد . اركان دولت در باب تنظيم و تنسيق مملكت بيهپس كنگاش نمودند . رأى شاه عباس بر آن قرار گرفت كه ابراهيم خان - پسر شاه جمشيد خان -