ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

138

تاريخ گيلان ( فارسى )

را از كرمان طلبيده ، دارائى و حكومت ملك بيه‌پس را به دستور آباء و اجداد ، به او واگذارند . حسب الفرمان حسن بيك قورچى را به طلب ابراهيم خان ، به كرمان روان نمودند . قورچى مذكور طى مسافت بعيده نموده و به كرمان رسيده و مبلغى از ابراهيم خان مشتلق گرفته ، به اتفاق روانه شدند و به صوب كاشان رسيدند . و از كاشان به خشك‌رود آمدند . چون خبر قرب وصول ابراهيم خان از كرمان به جانب اصفهان مسموع فرهاد خان قرامانلو گشت ، از روى غرض به عرض رسانيد كه پادشاه عالم مملكت گيلان را از وارث خالى كرده ، سرها در اين راه به باد فنا رفت . من ضامن على خان مىشوم ، اما ضامن ابراهيم خان - پسر جمشيد خان - كه مىشوم فى الواقع خدمت خاندان مدد علت شده ، فرهاد خان و بعضى از مقربان بر نقيض مطلب و مدعاى ابراهيم خان دلايل به عرض رسانيده ، سخنان ايشان در باب حرمان و خسران ابراهيم خان دلنشين شده ، حكم شد كه قورچى مزبور بهرجا رسيده باشد ، ابراهيم خان را برگردانيده ، موافق حكم اول عمل ننمايند . اتفاقا از خشك‌رود كه رود خشك دولت او بود ، معاودت فرمودند . و چون خان محنت‌زدهء مصيبت كشيده ، به اتفاق والدهء شكستهء خود به اصفهان رسيد ، در محلهء هارون ولايت نزول فرمود و از كثرت هموم و غموم بيمار شده ، به جوار رحمت ايزدى پيوست . نظم : مزرع گيتى كه سرسبز است و تخم غم در او * جاى آن دارد كه نبود آدمى خرم در او هرچه مىآيد به كف جز مايهء اندوه نيست * غير جام مى كه پيدا نيست نقش غم در او