ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

136

تاريخ گيلان ( فارسى )

و مخصوصان و معتبران به لعب چوگان‌بازى و قپق‌اندازى مشغول شده ، لوازم و شرايط امور مذكوره به عمل آوردند و كردند آنچه كردند . و بعد از فراغ از اين حال و آسودگى از اين احوال ، على بيك سلطان - وكيل ابراهيم خان پسر شاه جمشيد خان - را طلبيده ، فرمودند كه ابراهيم خان را كه عمه‌زاده نواب همايون ماست ، چرا به خدمت ما نياوردى . على بيك سلطان جواب داد كه پادشاهم ! ابراهيم خان بيمار است و آبله كرده ، اگر قابل حركت مىبود ، به پابوسى بندگان اقدس مشرف مىشد . بعد از استماع اين حرف ، شاه عباس ، على بيك سلطان را به خطاب « خانى » سربلند ساختند « 1 » و على خان لقب دادند و امر نمودند كه چون داخل فومن گردى ، ابراهيم خان را در صحبت والدهء ماجدهء او - خديجه بيگم - روانهء درگاه گردانيده ، خود به جاى او حاكم باشد . و بعد از انقضاى يك هفته كه اوقات به سير و شكار و كامرانى مصروف داشتند ، ضبط و ربط دارائى الكاى لاهجان را به يكى از دولتخواهان عنايت فرموده ، به دار السلطنهء قزوين مراجعت فرمودند . و كيا فريدون - سپه‌سالار لاهجان - را كه به نوازشات اختصاص يافته بود ، به لاهجان نگاه داشته ، تمامى اكابر و اعيان گيلان را عموما و مير عباس سلطان - سپه‌سالار سابق لاهجان - را خصوصا ملازم ركاب ظفر انتساب گردانيده ، همراه اردو ، به دار السلطنهء قزوين [ مراجعت ] فرمودند . و چون على بيك سلطان ، به خطاب خانى و خلاع فاخرهء پادشاهى سرافراز شده ، به فومن آمد ، بلافاصله ابراهيم خان را كه ولىنعمت حقيقى او بود ، اسيروار به درگاه شاه عباس فرستاده ، حسب الحكم به كرمان روان نمودند .

--> ( 1 ) - نسخهء د : كردند ، جاى ساختند .