ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
119
تاريخ گيلان ( فارسى )
مسئول ، شيرزاد سلطان ، متعهد تأسيس مبانى صلح از روى كمال اهتمام گرديده ، دربارهء مصاهرت و خويشى به طريق مآلانديشى ، به تجديد و تازگى نغمهء سمعنا و اطعنا را اوج بلندآوازگى داده و جهت تشييد امور مصالحت و تسديد بناى مؤالفت طرفين و اثبات دعوى اخلاص و اختصاص و مراعات جانب مواصلت ، در حضور رسولان و فرستادگان شيرزاد سلطان ، دست به كلام ملك علام گذاشته ، قسم ياد نمود كه در محافظت و مراقبت شيرزاد سلطان و مصاهرت و مظاهرت ابراهيم خان ، موافقت و متابعت نموده ، مخالفت و مخاصمت نورزد و من بعد آنچه لوازم مهربانى و شرايط محبت جاودانى بوده باشد ، به عمل آورد و بعد از صدور آثار عهد و پيمان مؤكد به ايمان ، رسولان شيرزاد سلطان را به حصول مطالب و مستدعيات مستوثق و اميدوار ساخته ، روانه گردانيد . و بعد از چند روز احضار لشكر نموده ، به اتفاق پسران - ايرج خان و قليچ خان - و آقايان و سران سپاه آستارا و لنگركنان ، از راه گسكر روانهء گيلان شدند . و چون به گوراب گسكر رسيدند ، اميره سياوش خان - حاكم گسكر - را كه همشيرهء اميره حمزه خان در حبالهء نكاح او بود ، همراه برداشته ، به اتفاق داخل كما شدند و روز ديگر به گوراب فومن آمده ، نزول فرمودند . و شيرزاد سلطان و ابراهيم خان از ورود و وصول خوانين عظام خبردار شده و از چماچاى شفت حركت نموده ، در رودخانهء پيش رودبار به صحراى كوشه لوندان « 1 » تقارب فريقين ، به تلاقى انجاميد . على بيك سلطان و شيرزاد سلطان ، يكديگر را در كنار گرفته ، از روى مصلحت روبوسى كردند و بعد از آن خوانين عظام و سلاطين ذوى الاحترام ، به اتفاق لشكر و عسكر روانهء رشت شدند . ظاهر حال آنكه به رشت رفته ، كتابتى به خان احمد خان - والى لاهجان - نوشته و مرد معتبر سخندان
--> ( 1 ) - نسخهء د : كوشلوندان .