ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
120
تاريخ گيلان ( فارسى )
را به رسالت فرستاده ، محمد امين خان را از او طلب داشته و به رشت آورده ، در ميانهء پسران جمشيد خان و وكلاى عداوت نشان مملكت [ را ] به دو قسم منقسم سازند و بدين جهت رفع خصومت و دفع عداوت نمايند . لاجرم در آن روز ، به موضع پسيخان رسيده ، نزول فرمودند و روز ديگر به هيأت اجتماع به رشت رفتند و اميره حمزه خان و پسران به دار الاماره نزول نموده ، ابراهيم خان و شيرزاد سلطان ، به خانهء عبد الرحمن فرود آمدند و اميرهء گسكر و متابعان ، به منازل اكابر و اعيان رشت حلول فرمودند . و على بيك سلطان نيز به اتفاق ملازمان و متابعان خويش به طرف سياهرودبار رفته و در آنجا فرود آمده ، شروع در غائبانه بازى و تمهيد مقدمهء قتل شيرزاد سلطان كه قطع نظر از اعمال سابق نموده و به عهد و پيمان ظاهرى ايشان فريب خورده ، بر بستر خواب غفلت آسوده بود ، نمود كه اميرهء گسكر به اغواى شيطانى و هواى نفسانى ، اميره حمزه خان را از راه برده و چشم از مقدمات صلح و صفا پوشيده و نيز على بيك سلطان مبلغ چهارصد تومان از بابت حاصل يك ساله ، شيلات تولم را به اميره حمزه و پسران او سند داده و مبلغى خطير نيز به اميرهء گسكر و برادرش مظفر خان قبول نموده بود كه شيرزاد سلطان را به قتل آورده ، ابراهيم خان را به او سپارند .