ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

111

تاريخ گيلان ( فارسى )

گفتار در بيان عزيمت ملك عنايت به ماسوله به فرمودهء خان احمد خان والى لاهجان به آوردن محمد امين خان از قصبهء ماسوله به ييلاق ديلمان پوشيده و پنهان چون چندى از آن اوقات سپرى گرديد و مدتى از آن واقعات به سر رسيد ، نوبت ديگر شيرزاد سلطان را داعيهء تسخير الكاى بيه‌پس در سر افتاده ، از خان احمد خان استمداد لشكر و سپاه نمود . و خان احمد خان ملتمس او را مبذول داشته ، به عادات مستمرهء معهوده ، به احضار لشكر رانكو و لشته‌نشا و گوكه و كيسم و پاشيجا فرمان داده ، مقرر نمود كه مير عباس سلطان - سپه‌سالار لاهجان - لشكريان محال مذكوره را برداشته ، به اتفاق ابراهيم خان و شيرزاد سلطان روانهء گيلان بيه‌پس شوند . بموجب فرموده ، مير عباس سلطان سپه‌سالار ، به سردارى لشكر بيه‌پيش اختصاص يافته ، عازم بيه‌پس شدند و از آب سفيدرود عبورومرور نموده ، داخل قصبهء كوچسفهان گرديدند . و از آنجا در حركت آمده و روانهء بلدهء رشت شده ، در بلدهء مذكوره نزول فرمودند . ملك عنايت - ولد ملا خليل - كه دو برادر او را كه ملك حسن و ملك اسد نام داشتند و يكى امير الامرا و ديگرى سپه‌سالار فومن بود ، در يك روز هردو را على بيك سلطان ، به اتفاق شاپور - ملازم