ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
112
تاريخ گيلان ( فارسى )
جمشيد خان - در خرجگير ماسوله رودخان به قتل رسانيده بود و زوجهء ملك حسن بيك را كه دختر ميرزاى سراى ورستر بود « 1 » ، به عقد محمد امين خان درآورده ، سه برادر ديگر ملك عنايت مذكور كه داروغهء ماسوله بود و جمشيد بيك و شاهمير بيك فرار نموده ، از راه طارم به لاهجان رفته ، به ملازمت خان احمد خان اشتغال و ارتكاب مىنمودند . ملك عنايت مذكور ، بعد از روانه شدن شيرزاد سلطان به ديلمان ، پيش خان احمد خان رفته ، عرض مىكند كه اگر خان بنده را مرخص سازد ، مىروم و محمد امين خان - پسر بزرگتر شاه جمشيد خان - را كه على بيك سلطان در ماسوله نگاه داشته و خود بر سير و شكار فومن اشتغال دارد ، به نزد خان مىآورم . خان احمد خان ، ملك عنايت مذكور را كه در شجاعت و مردانگى سر - آمد الكاى و اقران خود بود ، به نويد التفات و عنايت بىپايان مستوثق و اميدوار ساخته ، به قصد آوردن محمد امين خان ، به جانب قصبهء ماسوله روان گردانيد . و ملك مشاراليه با معدودى كه در ملازمت او بودند ، از ديلمان متوجه قصبهء ماسوله گشته ، از راه ييلاق قطع مسالك دشوار و طى مسافت ناهموار نموده ادر نصف شب تار ، خود را به قصبهء ماسوله رسانيده و بر سر خانهاى كه محمد امين خان و والدهاش - شاهزاده خديجه بيگم - در آنجا مىبودند ، رفته ، جمعى از حارسان و پاسبانان از صداى شفت « 2 » و تير باران ملك عنايت و ملازمان او فرار اختيار نموده ، از بأس « 3 » مشار اليه قدرت پاس نداشته ، از راه يأس هزيمت كردند . و ملك عنايت و ملازمان در آن خانه را شكسته ، به اندرون مىروند ، و محمد امين خان را به دوش گرفته ، بيرون آوردند و از موضع ماسوله بيرون آمده ، سوار مىكنند . و از راه كليلهبر ، به ييلاق لوك و كيلور رسانيده ، و درزى اختفا
--> ( 1 ) - معنى اين جمله معلوم نشد . ( 2 ) - شايد : صداى تفنگ . ( 3 ) - در چاپ درن و نسخهء د : پاس .