ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
110
تاريخ گيلان ( فارسى )
على بيك مشاراليه جريده بيرون رفته بود . و شيرزاد سلطان بر سر خانهء على - بيك سلطان ريخته ، از طلا و نقره و اسپ و استر و فروش و ظروف و اوانى و اثاث البيت سلطنت و سلطانى او را به غارت و تالان برده و تمامى عمارات داعيان او را آتش زده و چهار زن نكاحى مشاراليه را همراه آورده ، به گوراب فومن آمده ، نزول نمود . و بعد از يك هفته از گشت رودخان و روى كوره ، شاه بقال نام را كه ملازم معتبر على بيك سلطان و مالك روى كوره و گشت رودخان بود ، گرفته آوردند . فى الحال به قتل اوامر نمود . و لؤمان شكال گوراب به فرمودهء شيرزاد سلطان ، شاه بقال مزبور را به قتل رسانيدند . و روز ديگر شيرزاد سلطان با لشكر و عسكر از گوراب فومن كوچ كرده ، روانهء رشت شدند . و على بيك سلطان به نزد اميرهء گسكر رفته و استغاثه نموده ، مدد خواست . و اميرهء گسكر لشكر گسكر و فومن را احضار فرموده ، با لشكر بسيار و ازدحام بيشمار روانهء رشت شدند . و چون به موضع ليشاوندان رسيدند ، شيرزاد سلطان از آمدن لشكر مخالف خبردار گشته ، تابوتوان مقاومت به سبب قلت سپاه در خود نديده ، ابراهيم خان را برداشته ، به اتفاق قليلى از سپاه كه همراه داشت ، روانهء لاهجان گرديد . و اميرهء گسكر و على بيك سلطان ، از رجعت ابراهيم خان و شيرزاد سلطان آگاهى يافته ، تا بلدهء رشت تاخت كردند و بلدهء رشت و بلوكات نزديك را غارت و تالان كرده ، مبادرت فرمودند « 1 » . و على بيك سلطان زوجات اربعهء خود را بدست آورده در مكان اختفا به حلق كشيد . و اميرهء گسكر از حركت خويش نادم و پشيمان گشته ، به گسكر مراجعت فرمود . و على بيك سلطان در فصل تابستان محمد امين خان و شاهزاده خديجه بيگم را برداشته ، به ماسوله رفتند و در قصبهء ماسوله توقف نموده ، گاهى به سير و شكار به ييلاق حركت مىنمودند .
--> ( 1 ) - ظاهرا : معاودت فرمودند .