ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

109

تاريخ گيلان ( فارسى )

داشته باشد حاضر سازد . بعد از آنكه احضار نمود ، حكم به قتل جمهور اسيران فرمود . و سيصد سر از كشتگان جنگ پسيخان و سبز ميدان را حمل چهارپايان نموده ، به لاهجان به نظر [ خان ] احمد خان رسانيد . و لشكريان به منازل و مقام خويش مراجعت نمودند . و شيرزاد سلطان به وكالت ابراهيم خان و امارت رشت و توابع مشتغل گرديد . مير عباس سلطان و ساير سپه‌سالاران از رشت به لاهجان معاودت فرمودند و ابراهيم خان به اتفاق شيرزاد سلطان در بلدهء رشت توقف نموده ، به تأليف قلوب سپاه و لئام و رعايا پرداخت و على بيك سلطان ، محمد امين خان را برداشته و ترك توقف گوراب فومن نموده و به ندامان رزمخ « 1 » كه مكان قديمى احمد سلطان بود ، رفته اقامت و انتعاش مىنمودند . بعد از چندگاه شيرزاد سلطان قصد جان و خرابى عمارات داعيان او كرده ، به اتفاق يك صد و پنجاه نفر سوار نيزه‌دار ايلغار كرده ، از رشت متوجه رزمخ شده ، عصر روز يكشنبهء بيست و دوم شهر جمادى الاخر سنهء ثلاث و تسعين و تسعمائه سوار شده ، اول شب به موضع ليشاوندان مىرسند ، و در آنجا فرود آمده ، چهارپايان را جو داده ، نصف شب سوار شده ، در هنگام طلوع « 2 » به بازار كسما مىرسند . و چون در سر راه كسما تفنگچيان پاس نگاه مىداشتند كه هرگاه لشكر بيگانه از دور نمودار شود ، پاس داران صداى تفنگ كرده ، خود را بكنار بكشند ، ناگاه شيرزاد سلطان در پاسگاه رسيده و دو سه نفر را كه بدان كار مأمور بودند ، دستگير كرده ، به قتل رسانيد . و خليفه نام شخصى كه نوكر على بيك سلطان بود ، از آن پاسگاه به اسب توپچاق سوار شده ، از قراول لشكر شيرزاد سلطان گذشته ، خبر به على بيك سلطان مىرساند و او را از كيفيت واقعه مطلع مىسازد .

--> ( 1 ) - ندامان بفتح نون و زرمخ بفتح زاء و ميم تلفظ مىشود . ( 2 ) - نسخهء د : طلوع صبح .