شمس سراج عفيف

پيشگفتار 8

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

مصون داشته و باعث بهبود و پيشرفت تاريخ‌نگارى شده است « 1 » . حضور وى در دربار فيروز شاه به وى اين امكان را داده كه با بزرگان قوم و رجال دولت در حشر و نشر باشد و اطلاعات تاريخى را از آنان كسب كند و به‌همين مناسبت از اشخاصى كه از حوادث روز و يا وقايع تاريخى گذشته آگاهى داشته‌اند در جاىجاى كتاب با ذكر عباراتى چون « راويان شريف براين مورّخ ضعيف » ( ص 70 ) ، « چنين گويند گويندگان صادق و اخباركنندگان مدقق » ، « راويان محقق و شارحان مدقق » ( ص 71 ) ، « راويان محقق و مشرحان مدقق » ( ص 78 ) ، « از زبان والد بزرگوار خود شنيد » ( ص 186 ) ، به‌درستى مطالب خود صحّه مىگذارد . عفيف بر خلاف مورّخان متقدّم چون جوزجانى و برنى در ضبط حوادث تاريخى به تاريخ‌گذارى دقيق توجّهى نداشته است . بديهى است در چنين موقعيّتى خواننده بايد رخدادهاى تاريخى را محاسبه كند تا سال دقيق تاريخ وقايع ذكر شده را دريابد . آنچه مسلّم است بيشترين توجّه عفيف به خصال نيكوى فيروز شاه بوده تا معايب وى . زيرا نوشتن تاريخ سلاطين را از فرايض دينى مىشمارد و از اين‌رو مىتوان تاريخ فيروزشاهى را به نوعى « مناقب فيروزشاهى » ناميد . از نظرگاه عفيف فيروز شاه از اولياء اللّه بوده كه « به مدّت چهل سال اللّه تعالى ، ولايت آدميان جهان به دو تفويض نموده بود . « 2 » » عفيف دراين‌باره مىنويسد : « بارها دراين گفتارها خدمت شيخ قطب الدّين منوّر - رحمة اللّه عليه - خواجهء خواجهء اين مورّخ فرموده : « سلطان فيروز شيخى است از مشايخ طريقت كه تاج شاهى بر سر دارد . » « 3 » عفيف موفقيّت‌هاى فيروز شاه را به ارادهء خداوند نسبت مىدهد و شايد اعتقادات مذهبى و وابستگى عفيف به مسائل دينى ، و صوفى مسلك بودن فيروز شاه ، يك نوع ارتباط معنوى بين اين دو ايجاد مىكند كه قابل توجّه است . عفيف در اثر خود سعى نموده است كه تلفيقى از ديدگاه جوزجانى كه به مسائل

--> ( 1 ) . Indo Persian , P . 75 . ( 2 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 22 . ( 3 ) . همانجا ، ص 220 .