شمس سراج عفيف

پيشگفتار 9

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

سياسى بيشتر تمايل داشته است و ضيا الدّين برنى كه ضمن ضبط وقايع سياسى مسائل اقتصادى را نيز مورد توجّه قرار داده است ارائه نمايد . هرچند كه انعكاس وقايع اجتماعى و اعتقادات مذهبى نيز در اثرش هويداست . از اين جهت با مطالعه اين اثر مىتوان به وضع سياسى ، اقتصادى و اجتماعى عصر فيروز شاه پى برد . در اين اثر البتّه اشاره به گرانى ، قحطى ، گرسنگى و برهنگى كوتاه و گذراست امّا مىتواند در بررسى مسائل اجتماعى آن‌دوران مورد توجّه قرار گيرد . برنى مىنويسد : « نقل است چون سلطان فيروز صاحب فتح و بهروز بازگشت غلّه كه گران بود گرانتر گشت . هرروز نرخ غلّه گران مىشد . و حالت وباى اسبان از گفتار گذشت . يك تنكه و دو تنكه غلّه به سير رسيده بلكه غلّه نايافت بود و خلائق از غايت گرسنگى و نهايت برهنگى در راه رفتن نمىتوانستند ، به كام و ناكام به هزار عجز تمام گام برمىداشتند . چون غلّه نيافتند گوشت‌هاى مردار و چرم‌هاى خام مىخوردند و بعضى آدميان از بسيارى گرسنگى چرم كهنه ميان آب مىجوشانيدند و مىخوردند ، اين چنين قحط مهلك افتاد خلائق لشكر دل بر مردن نهاد و جميع لشكر اسبان را به باد دادند . جملهء خانان و ملوك پياده مانده . . . به پاى پياده در راه مىرفتند . » « 1 » و همچنين در جاى ديگر به تدابيرى كه شاه صوفى مسلك دين‌پرور شريعت‌مدار براى تنبيه مخالفان خود برمىگزيند اشاره مىكند و واقعه‌اى را كه خود شاهد عينى آن بوده چنين بيان مىكند : « الغرض آن زنّاردار را به حكم فرمان شهريار و اشارت جهاندار پيش دربار آوردند و هيزم انبار كردند . دست و پاى آن زنّار دار محكم بستند و در ميان آن هيمه انداختند و آن مهرگى در بالاى انبار هيزم نهادند و فرود انبار هيزم آتش زدند . » « 2 » هرچند مقصود عفيف از تأليف ، ثبت وقايع تاريخ دوران فيروزشاهى است امّا

--> ( 1 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 207 . ( 2 ) . همانجا ، ص 381 .