شمس سراج عفيف

509

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

* در عدل بكرد سخت بنياد * * * در پاي شغال شير افتاد * مقدمهء چهاردهم مشغول بودن سلطان فيروز شاه در آخر عمر بسه چيز ياد كردن بنديان و آراستن مساجد و انصاف رسانيدن مظلومان نقل‌ست كه حضرت فيروز شاه بعنايت الله و توفيق إله در آخر عمر خويش از تاثير خوف بيش درين سه چيز چون سلاطين اهل تمييز كوشش بسيار و قصد بيشمار كرده - [ يكي براي بنديان بيچاره ] - هربار كه حضرت شهريار از سواريء شكار بازآمدي و در شهر فيروزآباد نزول كردي بنديان بيچاره را يادآوردي - و از حال مقال احوال ايشان استفسار نمودى - هر آن كس كه لائق رها كردني بودي در محل رها كردي - و هركه لائق جلا كردني بودي در محل جلا كردي - احسن آنست چون حضرت شاه شخصي را در محلى فرستادي بر سبيل جلا براي آن شخص دران محل وظيفه تعين فرمودي - تا آن شخص را از جهت معاش و انتعاش درماندگي نباشد - المقصود سلطان فيروز برگزيدهء حضرت ودود جل جلاله و عم نواله هربار بلكه بتكرار هزار بار بر عمال حضرت تاكيد بر تاكيد كردي - نبايد