شمس سراج عفيف

465

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ديوان عاليء وزارت - چون نظام الملك نائب وزير ممالك اين چنين گفت لفظ مذكور بر مزاج حضرت شهنشاه مشهور موافق افتاد - و اين كلام از درج دهن كشاد - و برين نوع اعلام داد - فرمان فرمود آري چنين‌ست چنانچه ميگويند - شمس كارگذار ديوان وزارت درين محل حضرت جهاندار اكمل تكرار كرد كه خانجهان از شمس چيزي كار ديوان تو برميآيد - خانجهان گفت تا آنكه ملك ضياء الملك در ديوان وزارت معين شده است از كارها و كردارهاي ملكي بكلي بيغم شده‌ايم - حضرت شاه فيروز صاحب فتح و بهروز فرمود - كه خانجهان كسى كه در كارها و كردارها حاوي باشد جميع سكان گلستان مملكت و كل متوطنان بوستان سلطنت با او دشمني كنند - اگر كسي از تاثير عداوت بسي پيش تو بگويد كه ضياء الملك در غيبت تو ترا بديهاي قبيح به زبان فصيح بصريح ميگويد تو سخن صاحب غرض در گوش كني - و عقدهء نقار در دل اندازي اين نوع چگونه باشد - با شمس بنياد عداوت نهي درين عداوت خرابيء كار ما مىشود اين چگونه باشد - خانجهان گفت ملك ضياء الملك هرگز بد نگويد - و من بنده گفت كسي در حق ملك ضياء الملك استوار ندارم - درين محل دستور اكمل قسم عظيم بر زبان راند - بعده حضرت شاه و مكنت شهنشاه رخ جانب محرران دواوين آورد و اين لفظ از زبان برآورد - كه اي خواجگان شما محرران مملكت و نويسندگان سلطنت هستيد - هريكي از شما بعضي نويسندهء