شمس سراج عفيف
461
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
شيخ سعدي شيرازي عليه الرحمة و الغفران لاف زده بود - در قسم فضل كار اينجا رسانيده بود كه وزير و مشرف و مجموعهدار و ناظر و بريد و وقوف و نائب مشرف و نائب مستوفي در مسند نشسته ميبودند آنچه ملك ضياء الدين مستوفيء ممالك سخن مرتب كردي خانجهان هم همبران سخن موافق او حكم كردي - و ملك ضياء الملك با همه جهان بدي كردي - و هيچ انديشه عاقبت نكردي - و يك كوچه « 2 » براي گشت نگذاشت - ملك شمس الدين ابو رجا در وظيفهء هريك اصحاب شروع در گفتار بدان كردار كردي كه خانجهان وزير بىنظير و ملك الشرق نظام الملك نائب وزير پرتدبير و مشرف ممالك و غير آن هر همه درين محل ساكت ميبودند - و هر همه دم ميكشيدند - و ملك مذكور اره زبان بود - طبيعت پر بيان « 3 » داشت - در گفتار خود بسيار پنداشت داشت - تا اصحاب ديگر بفكر و انديشه جواب گويند ملك شمس الدين چون كاركنان پيشين در زمان واحد بر بداهت جواب « 4 » گفتي - و سخن باريك گرفتي - و با زمرهء محرران و فرقهء نويسندگان در بحث شروع كردي - درين محل اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف كه خوشهچين مورخان باريكبينست از از مراتب طباع انسان بتوفيق حضرت سبحان جل جلاله چند سخنى نوشته - تا فائده باشد مر خردمندان را - گفتهء بزرگانست كه طبائع
--> ( 2 ن ) توجه * ( 3 ن ) رسان * ( 4 ن ) جواب داد *