شمس سراج عفيف
462
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
بر سه نوعست - يك طبيعت را حافظ گويند - يعني آنچه در سمع صاحب طبيعت رسد البته ياد ماند - و طبيعت دوم را طبيعت مدرك گويند - و مدرك آن باشد يعني آنچه دريابد ياد ماند و طبيعت سيوم را طبيعت متصرفه گويند - اعني آنچه دريابد در محل قابل تصرف كند - اين همه تصنيف مصنفان و اجتهاد مجتهدان از آثار اسرار انوار اين طباع مثلثه است - چنانچه مناسب اين نيكبختي نوشته * * بيت * * ني هركه گوش و چشم و دهن دارد آدميست * * * بس ديو را كه صورت فرزند آدمست * فى القصه ملك شمس الدين ابو رجا البته خالي ازين هرسه طبيعت نبود - از تاثير اين طبائع ثلثه بود كه اينچنين پادشاهي با جاهي صاحب تختگاهي را ملك شمس الدين ابو رجا از ره برده - و بر كل مملكت بدگمان گردانيده - اينچنين اصحاب مناصب ديوان عاليء وزارت دام عاليا با آن كثرت مهارت و فراست در تماشاي گفتار و كردار ملك شمس الدين ابكم ماندند * * بيت * * هرچه شاه آن كند كه او گويد * * * حيف باشد كه جز نكو گويد * افسانهء گله كردن ملك شمس الدين ابو رجا ازان اصحاب ديوان وزارت پيش حضرت شهنشاه اهل بصارت