شمس سراج عفيف
446
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
كه خواجه وحيد ملك سيد الحجاب را درنظر خدمت شيخ برده به خدمت شيخ گذرانيد - و دران وقت خدمت شيخ بتحديد وضو ميساختند - به مجرد آنكه ملك سيد الحجاب را درنظر خدمت شيخ گذرانيد درين محل خدمت شيخ فرمودند - خواجه وحيد اين معروف دو جهان و مشهور عالم و عالميان را پيشتر بيار - چون پيشتر آوردند خدمت شيخ قدرى آب وضو خويش از آثار شفقت بيش در دهن ملك سيد الحجاب انداختند - و نيت خواجه وحيد همين بود كه درنظر شيخ ببرم تا نام تعين « 2 » كنند - چون از زبان بىزيان خدمت شيخ لفظ معروف بيرون آمد خواجه معروف نام شد - المقصود ملك مذكور مرد صالح و متقي و متدين خاست - راه خانهء كعبه مبارك برابر حاجيان پيمود - مدام و على الدوام ابواب درك چون عقلا ميكشود - در درياي فضل و كفايت فهم و عقل بكمال داشت هميشه در درگاه سلاطين چون عقلاي باريكبين ميآراست - در عهد سلطان محمد تغلق پيشواي عماد الملك سرير بود - و در عهد فيروز شاه ملك سيد الحجاب خطاب شد - و بغايت معظم گشت - پيش حضرت سلطان فيروز نديم بود - و سلطان فيروز شاه با آن عقل كمال و آئين ملكي كه اكمل الحال بود با آن هم در كارهاي ملكي با ملك سيد الحجاب مشوره ميكرد - اگر سلطان فيروز به سببي از ملك سيد الحجاب رنجيدي و چند روز پيش خويش آمدن ندادي
--> ( 2 ن ) يقين كنند *