شمس سراج عفيف

435

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ملك مذكور چيزى از خاصهء خود دهانيدى - آري اينچنين پاكان و پاك دينان در عهد دولت و طور مكنت سلطان فيروز شاه بعنايت حضرت الله تبارك و تعالى جل جلاله بودند - نه همين يك ملك نائب باربك اين چنين عظمت و رتبت داشت - بلكه هريكي از اركان دولت و اعوان سلطنت آن حضرت يكي از يكي فائق‌تر بود « 2 » - در كارهاي محتاجان و كردارهاي حاجتمندان كوشش بيش مينمودند - ملك نائب باربك پيش از فوت سلطان فيروز ازين جهان خراميد - و در مقام في مقعد صدق آراميد - تا آنكه زنده بود در هواخواهي و دوستداريء حضرت شهنشاه جهد بليغ مينمود - هرگز گلهء كسى از تاثير جنايت بسي بيك نفسى پيش حضرت شهنشاه نكرده و هرگز هيچ كسى را از خسي و كسي « 3 » نيازرده - و به چيزى آزار « 4 » نرسانيده زهى عهد با بركت و طور با مكنت وخهي اصحاب دولت با عزت و حشمت - چنانچه شيخ سعدي شيرازي عليه الرحمة و الغفران فرمود « 5 » * * ابيات * * اگر كشور كشائي كامرانست * * * وگر درويش حاجتمند نانست * * دران حالت كه خواهد اين و آن مرد * * * نخواهد زين جهان بيش از كفن برد *

--> ( 2 ن ) بودى * ( 3 ن ) مگسى * ( 4 ن ) ايذا نرسانيدى - آن را نترسانيده * ( 5 ن ) فرمايد *