شمس سراج عفيف
436
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
مقدمهء نهم بيان عظمت ملك ملوك الشرق عماد الملك بشير سلطاني * نقلست ملك عماد الملك را بشير نام بود - مدام با حضرت شهنشاه نيكنام ابواب هواخواهي چون هواخواهان ميكشود - درين محل هريك راوي بنوعي ديگر بازنمود - بعضى گفتند عماد الملك را والدهء سلطان فيروز در جهيز از پدر خود يافته بود - چون والدهء حضرت شاه را با سپهسالار رجب كار خير كردند پدر والدهء شاه عماد الملك را در جهيز داده - و بعضى گويند دران ايام كه سپهسالار رجب با والدهء سلطان فيروز شاه كار خير كرد والدهء حضرت شاه از پدر خود پيرايه بسيار يافت - بعد چند روز سپهسالار رجب چيزى ازان پيرايه فروخته عماد الملك را به بها خريد - و بعضى گويند « 2 » كه حضرت شهنشاه بعد از جلوس نيك نفوس خويش ( دختري كه از آن سلطان قطب الدين بود و او جمال با كمال داشت - و حضرت الله تبارك و تعالى جل جلاله و عم نواله او را بانواع آراستگي آراست ) سلطان فيروز شاه آن دختر سلطان قطب الدين را خواست - و در نكاح خود آورد - المقصود عماد الملك غلام او بود - و آن دخترك عماد الملك را بسلطان فيروز بخشيد - حاصل ازين آنست كه به همه حال عماد الملك پسنديده خصال غلام « 3 » خاص حضرت خسرو خوش خصال « 4 » بود - اعني
--> ( 2 ن ) گفتند * ( 3 ن ) خاصهء حضرت * ( 4 ن ) افعال *