شمس سراج عفيف
432
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
از خوي نيكست - و آن زمان كه در محل بارجاي حضرت شاه « 2 » باصفا ملك مستثنى مذكور ايستاده شدي گاهى پيش محل چهچهء چوبين شدي - و پيش در ايستاده شدي - با آن عظمت و مكنت كه داشت و شغلى كه او را بود هيچكس را به تندي نخواندي - چنانچه شيخ سعدي عليه الرحمة و الغفران فرموده « 3 » * * قطعه * * شنيدم كه مردان راه خدا * * * دل دشمنان هم نكردند تنگ * * ترا كي ميسر شود اين مقام * * * كه با دوستانت خلافست و جنگ * [ افسانهء محاسبه كه با كاركنان خويش ميكرد ] - منقولست ملك نائب باربك را حضرت جهاندار اهل صفا اقطاعات و معاملات بسيار داده بود - ملك مذكور مشهور دران اقطاعات و پركنات مقطعان از جهت خويش تعين كرده و نصب گردانيده - چون مقطعي از اقطاعات « 4 » آمدي ملك مذكور فرمودي و بر عهدداران خيلخانه « 5 » خود بازنمودي تا محاسبهء او كنند - چون محاسبهء او ميكردند « 6 » و مبلغي مال بران كاركنان حال باقي بيرون ميآوردند پيش ملك مذكور ميگذرانيدند درين محل ملك نائب باربك گفتي كه تا پگ از سر اين مردك بستانند اگرچه باقي مال بسيار بودي - اگر بيست هزار يا سي هزار
--> ( 2 ن ) شهنشاه مصفى * ( 3 ن ) فرمايد * ( 4 ن ) اقطاعي * ( 5 ن ) رخت خانهء خود * ( 6 ن ) كردندي *