شمس سراج عفيف
433
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
تنكه ميبودي بلكه اگر يك لك تنكه بودي همچنين لفظ فرمودي كه پگ از سر اين مردك فرود آرند - دران ايام ميان خلائق تمام اين سخن برين جمله شده بود كه چنانچه كودكان صغير بوقت باختن بازيء كودكانه در عرف گويند كه پگ از سر تو بستانم مگر ملك مذكور « 2 » بدان طريق گفتي - و اين همچنين نيست - ملك نائب باربك فرمودي چون پگ از سر مرد فرود آوردند گوئي سر آن كس بريدند وقار مرد به پگ است - ملك مذكور بمستور لفظ اهانت گفتى و كاركن خود را از سبب مال پگ فرستادي « 3 » - و بدين طريق اهانت كردي - معهذا چون پگ از سر مقطع از سبب باقي مال فرود ميآوردند بعد ازان هربار كه آن مقطع پيش ملك نائب باربك ميرفت به غير پگ رفتي - چون ملك نائب باربك او را به غير پگ ديدى بديدن او چشم خود پوشيدي - و فرمودي زهى مردك بىشرم - چون پگ از سر مرد فرود آوردند چه حرمت ماند چون آن مقطع چند كرت سر برهنه پيش ملك مذكور رفتى ملك مشهور بر كاركنان خود اشارت كردي - و گفتي كه پگ او بدهند و آن باقي مال هرچه ازو حاصل شدي ميستدند - و آنچه ديگر ميماندي باقي به تمام محو شدي - اين همه از اخلاق پاكيزهء ملك مذكور بود - چنانچه « 4 » شيخ سعدي شيرازي فرموده * * بيت *
--> ( 2 ن ) مذكور بمستور * ( 3 ن ) فرود آوردي * ( 4 ن ) چنانچه مصلح الدين سعدي *