شمس سراج عفيف

431

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

بودى - اگرچه خانجهان مدام و على الدوام نائب غيبت ميبود و در امور ملكي و مالي جد بليغ مينمود - با اين هم حضرت شاهنشاه معظم چون تاجداران متقدم ملك نائب باربك اهل اعظم را نيز در شهر داشتي « 2 » - دستور مشهور و ملك مذكور هردو در شهر ميبودند و ميان خويش از تاثير حرمت « 3 » بيش ابواب اخلاص ميكشودند چون خانجهان در درسراي آمدي تا در چوكهندي وزارت نشيند اول در محل درون كوشك بر ملك نائب باربك آمدي - و سلام كردي و دران ايام ملك نيك‌نام در ميان ميانگيء كوشك شهريار عظام نشستى معهذا چون خانجهان بر ملك نائب باربك آمدي ملك مذكور تواضع تمام نمودي - چند گام باهتمام تمام استقبال كردي - ميان يكديگر تواضع و فروتني بسيار رفتي - بعده خانجهان ازان مكان بعد زماني برخاستي - و بازگشتي - و بيرون آمدي در مسند نشستي - و ملك نائب باربك هم در ميان صحن ميانگي نشستي دران محل پيش ملك مذكور هرروز تيغداران پيش او صف زده ايستاده ميشدند - ملك مذكور همه را فرمودي بنشينيد - تا دير ايستاده شدن ندادي - هرجا كه صف زده ايستاده بودند همانجا مينشستند - و هرروز بوقت شام « 4 » بر حكم اشارت ملك نيكنام دوكان قرص و يگان پركاله پختي - و تمام نوبتيان مييافتند - اين همه

--> ( 2 ن ) گذاشتى * ( 3 ن ) حرمت داشت بيش * ( 4 ن ) نماز شام *