شمس سراج عفيف

430

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

سبحان الله زهى محبت - اينچنين آثار محبت و اسرار مودت كمتر ميان كسى باشد - انگاه بو العجب اسراريست در لذت محبت زمرهء مريدان و فرقهء « 2 » پيوندكنندگان با پيران - واجب‌ست كه با پير خود اينچنين محبت كنند - زيراچه چون ملك نائب باربك با سلطان فيروز شاه اينچنين محبت كرد ميان هردو نفر دوگانگي برخاست - يگانگي حاصل آمد - اگر مريد با پير در لقمه و كسوت اينچنين محبت و مودت از بطانه چون اهل يكانه كند الله تبارك و تعالى جل جلاله و عم نواله بتقدير اعلي محبت مريد در دل پير القا كند * كما قال النبى عليه الصلاة و السلام القلوب مع القلوب تتشاهد * اين زمان نوشته آيد از افسانها و داستانهاي ملك مذكور بعنايت حضرت غفور شكور جل جلاله و عم نواله - افسانهء نيكخواهي و نيك خلقيء ملك نائب باربك منقول است در آخر عهد چون سلطان فيروز شاه با اوج جاه بر آئين سلاطين اهل گاه در سواريء شكار سوار شدي البته ملك نائب باربك در شهر ماندي - درون كوشك حضرت شاهنشاه

--> ( 2 ن ) فرق *