شمس سراج عفيف
417
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
مملكت برقرار ماند و يا جهاز سلطنت در جنبش آيد جهاني را افلاس روي نمايد * * بيت * * بر گردن مرد نيك خواهي * * * شمشير مكش بهر گناهي * معهذا الفاظ عين الملك مستثنى حضرت شاهنشاه اهل صفا را بغايت پسنديده افتاد - بعده حضرت فيروز شاه با عين الملك دولتخواه مشورت كرد - و اين لفظ از زبان برآورد - كه اين زمان چه بايد كرد درين محل عين الملك اكمل بازنمود - و ابواب اسرار ملكي كشود - كه اين هرگز نبود كه از حالت اين مقالت در گوش دستور مسطور « 2 » نرسيده باشد - او را ميبايد طلبيد - و به گوش او ميبايد رسانيد تا هر خوفي و هراسي كه در دل وزيرست برود - و با او بيغمي بتجديد نيز ميبايد كرد - تا وزير پرتدبير و دستور بينظير بيغم شده دنبال كارهاي ملكي تواند شد - و اگرنه چون در دل او رموزات خطرات افتاد بدين سبب او جان خود را بر كف دست نهاده « 3 » كارهاي بستهء ملكي نتواند كشود « 4 » - در مرور ايام مبادا تمام كارهاي مملكت و اشغال سلطنت معطل ماند - بعضى اشخاص كه درين قضيهها بودند برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف گفته - گوهر احسن سفته - همان زمان خسرو جهان گفته تا خانجهان را همدران محل بيارند - چون اهل اختصاص شاه خان مذكور را حاضر
--> ( 2 ن ) بمستور * ( 3 ن ) نهاد * ( 4 ن ) كشاد *